فلفل ترش



Saturday, May 31, 2003

Coast to coast, LA to Chicago, western male.
Across the north and south, to Key Largo, love for sale.
Love FOR Sale
ساقی  ||  7:01 AM



دیدین تازگیا خود کشی مد شده؟!
هر کی جلو زندگی کم میاره یا 4 تا قرص می خوره یا تیغ ورمیداره(اگه عقلش برسه با کاتر رگشو نزنه!)که بسمل کنه خودشو.
می دونین هم سنای من 50% تجربه ی خودکشیو دارن؟!اما تاحالا هیچ کدومشون نمردن حتی تو خودکشی هم استعداد ندارن!
شاید من درک نمی کنم شاید من تاحالا به اون شدت افسردگی نرسیدم!
اما اخه دلیلاشونم جالبه!
یکی مامانش محدودش کرده نمی زاره زیاد بره بیرون باید درس بخونه..زده نصفه شب قرص خوره تازه بعدش رگشو هم زده اما هنوز زنده اس!
یکی دچاره پوچی شده .
یکی عاشق شده معشوقش قبولش نداشته خودش کشی کرده.
یکی مامان باباش می خواستن طلاق بگیرن.
و....
از الان کم آوردیم ملت!
آقا ما کم آوردیم!
تازه 99% جوونام افسرده ان!
دیگه ما کم آوردیم نه دیگه اصلا راه نداره فردا پس فردا چه پخی می خوایم بشیم خدا می دونه!

اصلا من دیگه نمی تونم من دیگه طاقت ندارم خودمو می کشم
من به پوچی رسیدم من نا امیدم نه اسرار نکنین من رفتنیم
نه نه دیگه زندگی معنایی نداره همه چی تمومه پای هممون گیره!
زندگی یه جدوله من همشو حل کردم دیگه نمی خوام
تو تابوت منو می بینی
امید وارم تا آخر عمر این عذاب وجدان باهات باشه!


غلط کردین تا همرو نکشم خودمو نمی کشم!



ساقی  ||  12:11 AM


Friday, May 30, 2003

همه چی درسته؟!
ساقی  ||  7:12 AM



ساقی  ||  1:45 AM


Wednesday, May 28, 2003


در زمانهای قدیم وقتی هنوز پای بشر به زمین نرسیده بود قضیلتها و تباهی ها دور هم جمع شدند خسته تر و کسلت
ر از همیشه!
ناگهان ذکاوت ایستاد و گفت بیایید یک بازی بکنیم مثلا قایم باشک همه از این پیشنهاد شاد شدند و دیوانگی فریاد زد من چشم می گذارم و از انجایی که هیچ کس نمی خواست به دنبال دیوانگی بگردد همه قبول کردند او چشم بگذازد و به دنبال انها بگردد دیوانگی جلوی درختی رفت و چشمهایش را بست و شروه کرد به شمردن..یک..دو..سه..همه رفتند تا جایی پنهان شوند

لطافت حود را به شاخ ما آویزان کرد
خیانت درون انبوهی از زباله پنهان شد
اصالت در میان ابرها مخفی گشت
هوس به مرکز زمین رفت
دروغ گفت زیر سنگی پنهان می شوم اما به ته دریا رفت
طمع داخل کیسه ای که خودش دوخته بود مخفی شد
و دیوانگی مشغول شمردن بود هفتاد و نه ...هشتاد..هشتادو یک همه پنهان شده بودند به جز عشق که همواره مردد بود و نمی توانست تصمیم بگیرد و جای تعجب هم نیست چون همه می دانیم که پنهان کردن عشق مشکل است

در همین هال دیوانگی به پایان شمارش می رسد ..نود و پنج..نود و شش...نودو هفت ..هنگامی که دیوانگی به صد رسید عشق پرید و در بین یک بوته گل رز پنهان شد


دیوانگی فریاد زد دارم میام دارم میام و اولین کسی که پیدا کرد تنبلی بود
زیرا تنبلی تنبلی اس امده بود جایی پنهان شود و لطافت را یافت
که به شاخ ماه اویزان بود
دروغ ته دریاچه هوس در مرکز زمین یکی یکی همه را پیدا کرد

به جز عشق از یافتن عشق نا امید شده بود

حسادت در گوشهایش زمزمه کرد تو فقط باید عشق را پیدا کنی او پشت بوته های گل رز است دیوانگی شاخ چنگ مانند را از درختی کند و با شدت هیجان زیاد ان را در بوته گل رز فرو کرد و دوباره و دوباره تا با صدای ناله ای متوقف شد عشق از پشت بونه ها بیرون امد با دستهایش صورت هود را پوشانده بود و از میان انگشتانش قطرات خون بیرون می زد شاخه ها به چشمان عشق فرو رفته بودند و او نمی توانست جایی را ببیند او کور شده بود

دیوانگی گفت من چه کردم من چه کردم چگونه می توانم تو را درمان کنم
عشق پاسخ داد تو نمی توانی مرا درمان منی اما اگر می خواهی کاری کنی راهنمای من شو و اینگونه است که عشق کور است و دیوانگی همواره در کنار او


ساقی  ||  11:42 PM



اصلا دورو ورتو نگاه می کنی؟!به عمله ها چی؟!
دیدی یه دختر که رد می شه چطوری تا 1 ساعت به کونش زل می زنن!؟
اونقدر محو می شن که یارو سیمانو از طبقه ی دهم بندازه رو سرشون انگار نا انگار
حالا باز اینا عمله ان!
همین آقایون سانتی مانتال خودمون!تا یه دختر تیتیش رد می شه همه نگاها پشتش بد رقه اش می کنه!
بابا اییییییییییییییییی ول خدایین شما!
یه روان پزشک اورده بودن مدرسه مون ..زنه شروع کرد به هذیون گفتن اما یهو تبش اومد پایین
گفت انسان 2 لایه داره یکی لایه ی جنسی یکی لایه ی عاطفی..
در پسر ها لایه ی جنسی رو و لایه ی عاطفی زیر
در دختر ها لایه ی عاطفی رو و جنسی زیر!!!!!!!
منم برای تحقیق و تفحس رفتم پرس و جو از آقایون محترم!
سوال: چرا پسر ها با دختر دوست می شن !؟ واقعاً همش برای ارضاع میل جنسیشونه؟!
آقای X : خوب آره دیگه تو چی فکر کردی فکر کردی پسر دختر واسه چی باهم دوست می شن؟!واسه اینکه مشکلاتشونو حل کنن بشینن باهم دردودل کنن؟!
یا اینکه مسخره بازی در بیارن؟! پسرا زود خسته می شن از این چیزا بعد می زارنت کنار..تو کدوم پسریو دیدی با این چیزا راضی بشه؟!اونی که تو باهاش دوست بودی یه هفته ای غلتی نتونست باهات بکنه اگرم این اسکلایی رو می گی که عاشق خرکی می شن هنوز به سن بلوغ نرسیدن!تازه خیلی از دختر هام خودشون می خوان 60% ذخترای اطرافت پرده ندارن تو خبر نداری!
آقای Y (رفتم چت روم از همه پرسیدم چت روم اکثراً کم آدم پیدا می شه اما این یکی نسبت به بقیه قابل قبول بود):خوب بستگی داره به دخترش که ارزش چه چیز هایی رو داشته باشه همش به خاطر سکس نیست اما خوب می شه گفت!!اما نه اینکه ولت کنن اگه اخلاقت خوب باشه یکم هم قیافه داشته باشی می تونی نگرش داری اما باز بستگی به خودت داره!کسی که نمی تونه زورت کنه!
آقای Z :خوب همه نه اما بعضی برای سکس بعضی برای جایگزینی کمبود محبتی که داشتند.
آقای V : نه شاید برای خیلی ها سکس ملاک دوستی باشه اما برای من نه البته کسی از سکس بدش نمیاد اما افراط هم خوب نیست عشق هم چیز عجیبیه که کم اتفاق می افته می دونی عشق چیه؟! یعنی جرئت از خود گذشتگی رو برای کسی داشته باشه و گاهی آدم بدون بهونه عاشق می شه که اونم یه احساس که جداست از مسائل سکس (پرسیدم:اینی که می گن سکس نهایت عشقه درسته؟!)
نه اصلا اینطور نیست!

نتیجه گیری:
هر چه پیش آید خوش آید!
ساقی  ||  1:53 AM


Monday, May 26, 2003


بازم شروع کردم به نوشتن..کسی اين د فعه منو نمی شناسه نه؟! راحت باشم؟!
خوب سلام..
من اسممو شما بگيرين ساقی (تنها وجه تشابه اسم واقع ايم با ساقی اينه که تو شعر های ايرانی زياد گفته مي شه!)در حال حاضر 16 سال و يک ماهمه(حدوداً) هنر جو سال دوم گرافيک ..بچه آخر و لوس خانواده ام!
ديگه چی بگم از خودم؟!همينم زياديه!
خوب مقدمه بايد داشته باشم بعد از معرفی..
مقدمه:
وبلاگ باز کردم که:
_اشتباهاتی که قبلا تو وبلاگ سابق داشتم رو جبران کنم!
_با نوشتن از همه سوال کنم و جواب واقعی بگيرم !
_ اتفاقاتی که توی اين سن برام جالبه را بنويسم و بعداً خودم بخونم بخندم!

حالا ببينيم چی می شه!
تا بعد
ساقی  ||  3:27 AM


Sunday, May 25, 2003

سلام؟!
ساقی  ||  11:53 PM


 

من؟؟؟؟؟

۩ همين جا
 ۩ من اينجام
 ۩ لوگوي وبلاگ
 



I like them

کرگدن سلطان است
کروکديل پرنده
ديوونه
باغچه

Life without Acid

thE EyEs Of thE intErrEd




!!???????

hOMAYOON





Gardoon Music Center

ترشيده ها

Gardoon Persian Templates

[Powered by Blogger]